بابا صفرى

140

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

روز قمه زدن بر سر خود را نذر مىكردند و بر خلاف عزاداران ديگر كه پيراهن سياه بر تن داشتند پارچهء سفيدى بنام كفن برگردن مىانداختند و با سر برهنه كه وسط آن را با تيغ مىتراشيدند در كنار دسته جاى مىگرفتند . اينعده را بخاطر كفنهاى سفيدشان « آغ كوينك » يا پيراهن سفيد مىگفتند . شبيه‌گردانها نيز كسانى بودند كه در آن روز با پوشيدن لباسهاى مخصوص صحنه - هائى را به صورت جنگ عاشورا در ميدانگاههاى جلوى مساجد ترتيب مىدادند . موضوع شبيه در محلات و دسته‌هاى مختلف فرق مىكرد . بعضى حالات جناب على اكبر فرزند ارشد حضرت حسين بن على ( ع ) و برخى جنگ حضرت عباس بن على ( ع ) برادر دلاور سيد الشهدا را مجسم مىنمودند ولى بيشتر شبيه‌ها مربوط بسر گذشت خود حضرت امام حسين ( ع ) در ميدان كربلا بود . پايان اين صحنه‌ها با شهادت آن حضرت برگزار مىشد و چون كار بدينجا مىرسيد قمه‌زنان ، خود را بوسط ميدان مى - انداختند و با قمه‌هاى تيزى كه در دست داشتند بر سر خود مىنواختند . بفاصلهء چند دقيقه خون سر و صورت و كفنهاى آنها را رنگين ميكرد و شبيه بهم مىخورد . وضع شبيه و اثراتى كه صحنه‌هاى گوناگون آن در روح قمه‌زنان ميگذاشت در بعضى از آنها شور و هيجان زيادى بوجود مىآورد و لذا كسان آنها يا اشخاص ديگرى از حاضران براى مراقبت از آنها بوسط ميدان مىآمدند و از محكم زدن قمه كسانى كه هيجان زيادى مىيافتند جلوگيرى مىكردند و با خواهش و تمنا و گاهى به زور قمه را از دست آنها مىگرفتند . گردش دسته‌ها در روز عاشورا در محيط محدود صورت ميگرفت زيرا قمه - زنها هم با آنها حركت مىكردند و چون خون زيادى از آنها ميرفت و خستگى مى - يافتند از اينرو بمحله‌هاى خود برمىگشتند . قمه‌زنها در موقع راه رفتن قمه نميزدند ولى وقتى بميدانگاهى محلات ديگر مىرسيدند يكى دو قمه و گاهى بيشتر نيز بر سر خود مينواختند . در كنار مسجدى بنام سليمانشاه سقاخانه‌اى بود ( و الان هم هست ) بيشتر قمه‌زنها وقتى بدانجا ميرسيدند با شور و هيجان جديدى قمه مىزدند . در طول راه بتدريج بعضى از آنها بيحال مىافتادند و لذا مردم آنها را سوار درشگه كرده به